مجله تاپ فایو

عرضه و تقاضا: قلب تپنده اقتصاد به زبان آدمیزاد

این مطلب را با دوستانت به اشتراک بگذار!
فهرست مطالب این صفحه
5
(2)

عرضه و تقاضا چیست؟ به زبان ساده

اگر اقتصاد را مانند یک داستان بلند بدانید، قهرمان اصلی‌اش «عرضه و تقاضا» است. این دو مفهوم آن‌قدر مهم‌ اند که حتی اگر هیچ‌ وقت اقتصاد نخوانده باشید، ناخودآگاه با آن‌ ها زندگی کرده‌اید. از خرید گوجه در بازار گرفته تا قیمت بلیت کنسرت، همه‌جا این دو نیرو در پشت صحنه مشغولند.

بخش اول: عرضه و تقاضا یعنی چه؟

تعریف عرضه (Supply)

عرضه یعنی مقدار کالا یا خدماتی که تولیدکنندگان حاضرند در یک قیمت مشخص به بازار ارائه کنند.

مثال ساده:

شما یک مزرعه سیب دارید. اگر قیمت هر کیلو سیب ۵۰ هزار تومان باشد، شاید بخواهید ۵۰۰ کیلو بفروشید. ولی اگر قیمت به ۱۰۰ هزار برسد، وسوسه می‌شوید سیب‌های بیشتری روانه بازار کنید یا حتی سیب‌هایی که نگه داشته بودید هم بفروشید.

تعریف تقاضا (Demand) به زبان ساده

تقاضا یعنی مقدار کالا یا خدماتی که مصرف‌کنندگان حاضرند در یک قیمت مشخص بخرند.

مثال ساده:

اگر قیمت هر کیلو سیب ۵۰ هزار تومان باشد، شاید یک خانواده ۳ کیلو بخرد. ولی اگر قیمت به ۱۰۰ هزار برسد، احتمالاً تصمیم می‌گیرند فقط یک کیلو بخرند یا بروند سراغ پرتقال.

بخش دوم: قانون عرضه و تقاضا

  • قانون تقاضا: هرچه قیمت بالاتر رود، مقدار تقاضا کاهش می‌یابد (با فرض ثابت‌بودن بقیه شرایط).
  • قانون عرضه: هرچه قیمت بالاتر رود، مقدار عرضه افزایش می‌یابد (با فرض ثابت‌بودن بقیه شرایط).

مارکت ایفون به دلار

  • قانون تقاضا:

در سال ۲۰۲۲، درست پس از معرفی آیفون ۱۴، اپل قیمت این مدل را در ژاپن به دلیل کاهش ارزش ین حدود ۲۰٪ افزایش داد.

نتیجه؟ بسیاری از خریداران ژاپنی که قبل‌تر برای خرید آیفون صف می‌کشیدند، خریدشان را به تعویق انداختند یا به سراغ مدل‌های قدیمی‌تر رفتند. حتی آمار فروش سه‌ماهه نشان داد که تقاضا نسبت به سال قبل افت قابل ملاحظه‌ای داشت.

یعنی همان قانون تقاضا: قیمت بالاتر → تقاضای کمتر (با فرض ثابت‌ماندن شرایط دیگر).

  • قانون عرضه:

در سال ۲۰۲۰، وقتی آیفون ۱۲ با پشتیبانی 5G معرفی شد، در چند کشور آسیایی از جمله ژاپن، به‌خاطر قیمت نسبتاً خوب و تقاضای بالای اولیه، فروشندگان و واردکنندگان محلی سریع موجودی بیشتری سفارش دادند. حتی بعضی واردکنندگان خاکستری (غیررسمی) از چین و هنگ‌ کنگ، عرضه این مدل را افزایش دادند چون قیمت بالاتر نسبت به هزینه واردات، سود خوبی داشت.

یعنی همان قانون عرضه: قیمت بالاتر و تقاضای بالا → انگیزه برای عرضه بیشتر.

بخش سوم: نقطه تعادل (Equilibrium) به زبان ساده

وقتی مقدار عرضه و مقدار تقاضا در یک قیمت مشخص برابر می‌شود، به آن می‌گویند نقطه تعادل. این همان قیمتی است که اگر هیچ‌چیز دستکاری نشود، بازار میل دارد روی آن بایستد.

مثال بازار واقعی:

فرض کنید بازار گوجه در تابستان. کشاورزان زیاد گوجه تولید کرده‌اند، قیمت افت می‌کند تا جایی که هم خریدار راضی باشد و هم فروشنده.

بخش چهارم: تغییرات عرضه و تقاضا

۱. تغییر در تقاضا

علت‌ها:

  • تغییر درآمد مردم
  • مد و سلیقه
  • تبلیغات
  • قیمت کالاهای جانشین (مثلاً مرغ و گوشت)

۲. تغییر در عرضه

علت‌ها:

  • پیشرفت فناوری ها
  • هزینه مواد اولیه(کاهش/افزایش)
  • شرایط آب و هوایی
  • سیاست‌های دولتی(داخلی/خارجی)

۱. تغییر در تقاضا – مثال آمریکا

در سال ۲۰۲۱ و پس از دوران قرنطینه کرونا، دولت آمریکا چک‌های کمک‌معیشتی (Stimulus Checks) به شهروندان پرداخت کرد.

این افزایش ناگهانی درآمد قابل خرج باعث شد مردم تقاضای بیشتری برای کالاهایی مثل لوازم خانگی، کنسول‌های بازی و خودرو داشته باشند.

نتیجه؟ کارخانه‌ها و فروشگاه‌ها با سفارش‌های بیشتر روبه‌رو شدند، و قیمت برخی کالاها (مثل خودروهای دست‌دوم) به رکوردهای بالایی رسید، حتی تا ۴۰٪ رشد در یک سال.

۲. تغییر در عرضه – مثال آمریکا

در همان بازه، صنعت خودروسازی آمریکا به دلیل کمبود جهانی تراشه (Microchip Shortage) نتوانست به اندازه کافی خودرو تولید کند.

این کمبود تراشه‌ها ناشی از چند عامل بود:

  • اختلال زنجیره تأمین جهانی
  • افزایش تقاضا برای لوازم الکترونیک در دوران قرنطینه
  • شرایط آب‌وهوایی نامناسب در مناطقی که کارخانه‌ها قرار داشتند (مثل برف شدید در تگزاس که تولید را متوقف کرد)

نتیجه؟ عرضه خودرو کاهش یافت، در حالی که تقاضا بالا بود، و همین شکاف باعث شد قیمت‌ها در بازار آمریکا به شدت افزایش پیدا کند.

بخش پنجم: مثال‌های کاربردی از زندگی روزمره

  1. بازار مسکن: وقتی وام‌های بانکی ارزان می‌شود، تقاضا بالا می‌رود، قیمت بالا می‌کشد.
  2. فوتبال: وقتی تیم محبوب شما به فینال می‌رسد، بلیت کمیاب و گران می‌شود چون تقاضا ناگهان زیاد شده.
  3. اقتصاد شب عید: پرتقال و سیب به دلیل تقاضای بالا و عرضه محدود، ناگهان گران می‌شوند.

بخش ششم: عرضه و تقاضا و دخالت دولت

گاهی دولت‌ها با سقف قیمتی (Price Ceiling) یا کف قیمتی (Price Floor) می‌خواهند بازار را کنترل کنند:

  • سقف قیمتی: مثل تعیین حداکثر اجاره‌بها. نتیجه گاهی کمبود عرضه.
  • کف قیمتی: مثل حداقل دستمزد. نتیجه گاهی مازاد عرضه (بیکاری).

۱. سقف قیمتی – نمونه کنترل اجاره مسکن در نیویورک

شهر نیویورک سال‌هاست که برای برخی واحدهای مسکونی، سقف اجاره یا همان Rent Control تعیین کرده است.

این سیاست باعث می‌شود مالکان نتوانند اجاره را بالاتر از حد مشخصی ببرند.

نتیجه عملی:

  • بسیاری از مستأجران فعلی راضی هستند چون اجاره‌شان پایین می‌ماند.
  • اما مالکان انگیزه‌ای برای نوسازی یا عرضه واحد جدید به بازار ندارند.
  • در بلندمدت کمبود واحد اجاره‌ای به وجود آمده و بسیاری از تازه‌واردان یا باید در صف‌های بلند بمانند یا به اجاره‌های آزاد با قیمت‌های خیلی بالاتر تن بدهند.

۲. کف قیمتی – نمونه حداقل دستمزد فدرال

در ایالات متحده، دولت فدرال و بسیاری از ایالت‌ها حداقل دستمزد (Minimum Wage) تعیین می‌کنند. مثلاً برای سال ۲۰۲3 حداقل فدرال ۷.۲۵ دلار در ساعت بود، اما ایالت‌هایی مثل کالیفرنیا آن را به ۱۵ دلار رساندند.

نتیجه عملی:

  • کارکنان با دستمزد پایین، افزایش درآمد داشتند.
  • اما برخی کسب‌وکارهای کوچک توان پرداخت این مبلغ به همه کارکنان را نداشتند و مجبور شدند ساعات کاری را کاهش دهند یا استخدام‌های جدید را محدود کنند.
  • این وضعیت در بعضی صنایع (مثل خدمات غذایی کوچک) باعث افزایش بیکاری جزئی یا جایگزینی کارگران با ماشین‌آلات شد.

بخش هفتم: اثرات روان‌شناسی بازار

آدم‌ها همیشه منطقی نیستند. گاهی خبرها یا شایعات (مثل کمبود یک کالا) باعث هجوم خرید می‌شود، حتی اگر هنوز عرضه کافی وجود داشته باشد.

هجوم خرید دستمال توالت در آمریکا (۲۰۲۰)

هجوم خرید دستمال توالت در آمریکا

اوایل شیوع کرونا در آمریکا، شایعات و خبرهایی در شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌ها پخش شد که به زودی دستمال توالت کمیاب می‌شود.

جالب اینجاست که در آن زمان کارخانه‌ها همچنان توان تولید داشتند و حتی موجودی انبارها کم نشده بود.

اما ترس از کمبود باعث شد مردم به فروشگاه‌ها هجوم ببرند و بعضی‌ها چندین بسته بزرگ یکجا بخرند.

نتیجه:

  • قفسه‌های فروشگاه‌ها خالی شد.
  • کمبود واقعی در کوتاه‌مدت ایجاد شد (که ابتدا وجود نداشت).
  • قیمت‌ها در بازار آزاد و آنلاین به شکل غیرعادی بالا رفت، بعضی آگهی‌ها حتی ۵ تا ۱۰ برابر قیمت معمولی بودند.

این اتفاق نمونه واضحی از این است که انتظارات و احساسات می‌توانند حتی در غیاب تغییر واقعی در عرضه یا تقاضای منطقی، بازار را دچار آشفتگی کنند.

بخش هشتم: شکل‌های نموداری

معمولاً عرضه یک خط صعودی است، تقاضا یک خط نزولی. محل برخوردشان همان نقطه تعادل است. حتی با کشیدن این دو خط روی کاغذ A4 می‌توانید تحلیل ساده بازار انجام دهید.

تحلیل نموداری اقتصادی گوجه

۱. نمودار ساده بازار گوجه

فرض کنیم در یک شهر، قیمت هر کیلو گوجه بین ۵ تا ۱۵ هزار تومان متغیر است.

  • منحنی تقاضا (D): از بالا چپ به پایین راست می‌رود. یعنی وقتی قیمت ۱۵ هزار تومان است، مردم کمتر گوجه می‌خرند. وقتی قیمت به ۵ هزار تومان می‌رسد، خرید بیشتر می‌شود.
  • منحنی عرضه (S): از پایین چپ به بالا راست می‌رود. یعنی وقتی قیمت بالاتر است، کشاورزان و فروشندگان تمایل بیشتری به عرضه دارند.

وقتی این دو خط روی نمودار همدیگر را قطع می‌کنند، آن نقطه همان نقطه تعادل بازار (Equilibrium Point) است؛ جایی که مقدار عرضه دقیقاً برابر با مقدار تقاضاست.

مثلاً ممکن است در نقطه تعادل، قیمت ۱۰ هزار تومان و مقدار فروش ۱۰۰۰ کیلوگرم در روز باشد.

بخش نهم: اشتباهات رایج در فهم عرضه و تقاضا

  • فکر کردن اینکه گران‌شدن همیشه به‌خاطر طمع فروشنده است
  • بی‌توجهی به هزینه‌های تولید
  • نادیده گرفتن کالاهای جانشین یا مکمل

نتیجه گیری

عرضه و تقاضا فقط یک فرمول در کتاب اقتصاد نیستند؛ این‌ها مثل فشار خون بدن بازار هستند. هر کس دوست دارد قیمت‌ها را بفهمد یا پیش‌بینی کند، اول باید این دو را بشناسد. کافی است کمی به دوروبرتان نگاه کنید تا آن‌ها را در حال کار ببینید.

مقاله رو دوست داشتی؟

امتیاز بده!

متوسط امتیاز ها 5 / 5. تعداد: 2

اولین نفری باش که نظر میده.سمت چپ بیشترین امتیاز

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

عضو خبرنامه تاپ فایو شوید
Get updates and learn from the best